<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>چرک نویس</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://nedads.com/atom.xml" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1</id>
   <updated>2008-06-30T16:33:22Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.33</generator>

<entry>
   <title>جنگ و جنگ و جنگ</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/06/30/04,22,35/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1630</id>
   
   <published>2008-06-30T00:52:35Z</published>
   <updated>2008-06-30T16:33:22Z</updated>
   
   <summary> باز هم موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران از خبرهای مهم رسانه‌ای شده. سیمور هرش در نیویورکر از بودجه ۴۰۰ میلیون دلاری جرج بوش برای عملیات علیه حکومت ایران و زمینه‌سازی برای جنگ خبر داده. این آقای هرش آنقدر...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="روزنامه نگاری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<center><img src="http://www.newyorker.com/images/2008/07/07/p233/080707_r17534_p233.jpg"/></center>

باز هم موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران از خبرهای مهم رسانه‌ای شده. 
سیمور هرش در نیویورکر از بودجه ۴۰۰ میلیون دلاری جرج بوش برای عملیات علیه حکومت ایران و زمینه‌سازی برای جنگ <a href="http://www.newyorker.com/reporting/2008/07/07/080707fa_fact_hersh">خبر داده</a>. این آقای هرش آنقدر اعتبار دارد که <a href="http://hajiwashington.com/blog/1387/04/09/hersh-iran/">به قول حاجی واشنگتن</a>، مقامات ارشد آمریکایی زحمت تکذیب حرفهایش را بکشند.

از طرفی <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/06/080628_mf_jafari.shtml">گفته‌های فرمانده سپاه</a> نشان می‌دهد که دولت ایران احتمال حمله را جدی می‌داند و حتی تصمیم دارد برای سربازان متجاوز <a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1155240&Lang=P">هزاران قبر هم بکند.</a>

گسترش رسانه‌ها و وسعت اطلاعات، برای ما آدم‌های عادی، وقایع تاریخی را پیش‌بینی‌پذیرتر کرده. شاید اگر اتفاق ناگواری بیفتد، ما آدم‌های عادی تأسف بخوریم که احتمالا می‌شد یک طوری جلوی آن را گرفت. به جای آن که دست برآریم و <a href="http://hajiwashington.com/blog/1387/04/09/hersh-iran/">دعایی بکنیم </a>که این شش ماه باقی مانده دولت بوش هم زودتر بگذرد.

شاید هم تمام قضایا بر اساس <a href="http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100942413551">نظر آقای هاشمی</a> یک جنگ روانی باشد تا ایران در آخرین قدم، سر میز مذاکره بنشیند و مفت و مسلم امتیاز تقسیم کند. اما متأسفانه <a href="http://www.mibibi.com/1387/04/09/post-600/">حاجی خودمون</a> راست می‌گه که "کمتر سیاستمداری رو می شه گیر آورد که عاقلانه تصمیم بگیره". 
 ]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کز یاد رفته باشد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/06/26/01,34,20/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1627</id>
   
   <published>2008-06-25T22:04:20Z</published>
   <updated>2008-06-26T01:08:44Z</updated>
   
   <summary>چند روز پیش، شبکه العربیه تصویر دو سرباز ایرانی را نشان داد که گروه جندالله کشته‌اند. &quot;این ویدئو نشان می‌داده که گروگانگیران، دو مأمور انتظامی ایرانی را با چشمبند، وادار کرده‌اند تا زانو بزنند و بعد گوینده شبکه تلویزیونی اعلام...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>چند روز پیش، شبکه العربیه تصویر دو سرباز ایرانی را <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/06/080620_mf_hostages.shtml">نشان داد</a> که گروه جندالله کشته‌اند. "این ویدئو نشان می‌داده که گروگانگیران، دو مأمور انتظامی ایرانی را با چشمبند، وادار کرده‌اند تا زانو بزنند و بعد گوینده شبکه تلویزیونی اعلام کرده که نمی‌تواند صحنه کشتن آنها را پخش کند." 
این فیلم و تصور شرایط خانواده گروگان‌ها چه تلخ است.

حاجی کنزینگتون<a href="http://www.mibibi.com/1387/04/04/post-589/"> نوشته:</a> «دو سرباز اسراییل رو گروهی که مقامات اسراییلی تروریست می‌دونن، ربود و اسراییل، لبنان رو سی و سه روز آتیش زد.

شونزده سرباز ایرونی رو گروهی که مقامات ایرونی تروریست می‌دونن، ربود و ظاهرا دوتا رو هم کشت، فقط جیگر خانواده گروگانها آتیش گرفته.

همه می‌دونیم سربازی که اعزام می‌شه به زیر پونز نقشه، بی پارتی‌ترین آشخور ایرانه. برای یه لحظه هم که شده، دلهره این سربازهای اسیر و خانواده درمانده شونو حس کنید.»

<a href="http://www.mibibi.com/1387/04/04/post-589/">ادامه ...</a>.</strong>

<center><img src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2008/06/20080620104457hostages152.jpg" width="203" height="152" /></center>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/06/17/05,37,20/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1621</id>
   
   <published>2008-06-17T02:07:20Z</published>
   <updated>2008-06-17T02:18:06Z</updated>
   
   <summary>دور یک بخش از دریا تور کشیده بود. قطعه 34 درجه شمال غربی از اقیانوس فراخ سفید. سخت نمک‌گیر سندی بود که برای قطعه‌اش ساخته بود. داخل قایق‌اش پخت و پز می‌کرد. از در و دیوار معده‌اش فسفر بالا می‌رفت....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="داستان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>دور یک بخش از دریا تور کشیده بود. قطعه 34 درجه شمال غربی از اقیانوس فراخ سفید. سخت نمک‌گیر سندی بود که برای قطعه‌اش ساخته بود. داخل قایق‌اش پخت و پز می‌کرد. از در و دیوار معده‌اش فسفر بالا می‌رفت. شیوه جدید دفع حاجت او منحصر به خودش بود. عمرش قد نداد که تعریف کند. یک روز مورد حمله ناوهای اشغالگر قرار گرفت. داد می‌زد «می‌خواهم در همین قطعه خودم آب شوم.»
صدایش به کسی نمی‌‌رسید.</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>به جایی که دستت می رسد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/06/03/07,28,53/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1620</id>
   
   <published>2008-06-03T03:58:53Z</published>
   <updated>2008-06-03T04:57:25Z</updated>
   
   <summary>این روزها همه بحث‌های سیاسی دور و بر به نوعی به دوران هشت ساله اصلاحات می‌رسد. منتقدان آقای خاتمی می‌گویند: 1- محافظه‌کاری زیاد خاتمی 2- خالی کردن پشت یاران 3- دروغ یا عملی نکردن وعده‌های داده شده 4- به باد...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="فرهنگي" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>این روزها همه بحث‌های سیاسی دور و بر به نوعی به دوران هشت ساله اصلاحات می‌رسد. منتقدان آقای خاتمی می‌گویند:

1- محافظه‌کاری زیاد خاتمی
2- خالی کردن پشت یاران
3- دروغ یا عملی نکردن وعده‌های داده شده
4- به باد دادن خواسته‌های ۲۰ میلیون نفر به بهانه (یا در واقع در حمایت از) ساختار حکومت مطلقه

باعث ناامیدی و رخوت سیاسی در ایران شده است
از طرفی آدم‌های منصف‌تر می‌گویند:

1- سوء استفاده آدم‌های تندرو از فضای باز سیاسی
2- طرح مسائل پرت و جنجالی در مطبوعات و انتقام‌گیری شخصی بدون اثبات ادعاها
3- پراکندگی خواسته‌های سیاسی 
4- اعمال فشار پنهان قدرت‌های نظامی و سیاسی از پشت پرده

در این رخوت سیاسی تأثیر داشته است. 

عقل من به آنجاهایش نمی رسد.<a href="http://bahmanagha.blogspot.com/2008/06/blog-post_03.html"> آدم‌هایی </a>که مطالعات سیاسی تطبیقی می‌خوانند شاید بتوانند با شرایط مشابه مقایسه کنند و بگویند که اگر خاتمی استعفا می‌کرد الان کجا ایستاده بودیم.

 اما یکی دو چیز دولت خاتمی برای من دانشجو مهم بود. 1) فضای باز فرهنگی و هنری و علمی که در آن خیلی از آدم‌هایی که الان این ور آب هستند، ترجیح داده بودند بمانند. و 2) نگاهی که برای تغییر ساختار درسی مدرسه‌ها شکل گرفته بود و کتاب‌هایی که سعی می‌شد بر اساس نوآوری نوشته شود. به علاوه تقویت این روحیه در دانش آموزان که "سوال کن". 
خواهرم که معلم است این تغییرات را دقیق‌تر پیگیری می‌کرد. خیلی ناقص بود اما شروع خوبی داشت. 
آدم هایی که بلدند سوال کنند حق خودشان را بهتر می‌گیرند. این بخشی از آموزش شهروندی است و قدم مهمی برای توسعه سیاسی. 

خیلی‌ها موافق این نکته نیستند و مثل آقای عبدی توسعه اقتصادی را <a href="http://www.ayande.ir/1387/02/post_490.html#more">اولویت می‌دانند</a>. به گفته آنها توسعه اقتصادی توسعه فرهنگی را هم به همراه می‌آورد. دکتر حسین بشیریه اصلا قائل به این دیدگاه به قول خودش مکانیکی و دترمینیستی نیست که تعیین کنیم کدام اولویت دارد... اما نمی‌دانم چرا <a href="http://leylakhoda.blogspot.com/2008/06/blog-post.html">مثل لیلا</a> به دلم افتاده که این بخش کار خیلی مهم است. شاید به خاطر چیزهایی که <a href="http://nedads.com/2006/04/30/19,15,26/">در شهرستان‌ها </a>دیده‌ام. شاید هم چون دستم به توسعه اقتصادی نمی‌رسد.</strong>

<strong>و این روزها دیده‌اید که ما آدم های جهان سومی وقتی وارد دنیای مدرن می‌شویم به طرز دردناکی دچار تب این هستیم که یک کاری باید بکنیم...</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بی آرزو</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/05/29/16,10,36/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1619</id>
   
   <published>2008-05-29T12:40:36Z</published>
   <updated>2008-05-29T17:10:20Z</updated>
   
   <summary>یک روز صبح بلند می شوم. دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را گرفته ام و سالی دو ماه با یک سری دانشجویان پرانرژی دانشکده خبر کلاس گزارشگری دارم. جایزه پولیتزر روی دیوار است. کتاب هایی که نوشته ام ردیف در کتابخانه....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="روزمره" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>یک روز صبح بلند می شوم. دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را گرفته ام و سالی دو ماه با یک سری دانشجویان پرانرژی دانشکده خبر کلاس گزارشگری دارم. جایزه پولیتزر روی دیوار است. کتاب هایی که نوشته ام ردیف در کتابخانه. بلیت یک سره به سمت ویلایم در بارسلونا را پیک موتوری آورده. مشغول حظ دیدن آدم هایی هستم که دوستشان دارم.
 
بهترین آشپز ایران برایم غذا می پزد و هفته ای یک بار: خورش آلو اسفناج و میرزا قاسمی. 
پیشنهاد ساخت یک «مستند از شخص» را دارم که هزینه اش هم به حساب بانک تجارت ام ریخته شده.

لپ تاپ ام را با اینترنت وایرلس در تاکسی روشن کرده ام. رنگ این وبلاگ سفید و روشن شده. یک اسب هم دارم. 
عجب روز مزخرف بی آرزویی باید باشد آن روز.</strong>

<strong><u>در همین راستا: </u><a href="http://www.iranian.com/Music/Namjoo/Audio/JabreJoghrafiyayi.mp3">یک روز از خواب پا می شی</a> </strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مباد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/05/29/06,37,08/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1618</id>
   
   <published>2008-05-29T03:07:08Z</published>
   <updated>2008-05-29T03:17:39Z</updated>
   
   <summary>کم پیش می‌آید که دلم بخواهد فیلمی را بالای چهار-پنج بار ببینم. فیلم‌های برگزیده‌ام را مثلا در بهترین حالت دو بار دیده‌ام. اما روزها و بیشتر شب‌های بی‌انگیزه و کسل و جیغ٬ می‌روم سروقت فیلم‌های انرژی دهنده. بیشترشان شبیه یک...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="فیلم" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>کم پیش می‌آید که دلم بخواهد فیلمی را بالای چهار-پنج بار ببینم. فیلم‌های برگزیده‌ام را مثلا در بهترین حالت دو بار دیده‌ام. اما روزها و بیشتر شب‌های بی‌انگیزه و کسل و جیغ٬ می‌روم سروقت فیلم‌های انرژی دهنده. بیشترشان شبیه یک نوع حالت مرید و مراد بازی است. مثل <a href="http://www.imdb.com/title/tt0109830/">فارست گامپ</a> و <a href="http://www.imdb.com/title/tt0110413/">حرفه‌ای</a>. یا <a href="http://www.imdb.com/title/tt0097165/">انجمن شاعران مرده</a>.

دارم آرشیوی درست می‌کنم از این فیلم‌ها که باید دم دست آدم‌ باشد برای روزهای مبادا.
</strong>

<center><img alt="فارست گامپ" src="http://www.textually.org/tv/archives/images/set3/forrest-gump-tn.jpg" width="340" height="226" /></center>
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/05/28/17,11,03/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1616</id>
   
   <published>2008-05-28T13:41:03Z</published>
   <updated>2008-05-28T14:04:41Z</updated>
   
   <summary>آب زنید راه را راه دهید یار را...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<a href="http://parastood.ir/bahman/Aaab.mp3">آب زنید راه را</a>
راه دهید یار را]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>چهل تکه از یک تاریخ</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/05/18/08,33,40/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1610</id>
   
   <published>2008-05-18T05:03:40Z</published>
   <updated>2008-05-18T05:39:53Z</updated>
   
   <summary>غلامعباس توسلی از استادان بازنشانده شده در دولت آقای احمدی نژاد، در این مصاحبه، بخش هایی از ماجرای انقلاب فرهنگی را به خصوص در بخش علوم انسانی، تعریف کرده. این روزها برای روشن کردن زوایای تاریک دهه 60 ایران (و...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[غلامعباس توسلی از استادان بازنشانده شده در دولت آقای احمدی نژاد، در <a href="http://www.drsoroush.com/Persian/News_Archive/P-NWS-13870200-Tavassoly.html">این مصاحبه</a>، بخش هایی از ماجرای انقلاب فرهنگی را به خصوص در بخش علوم انسانی، تعریف کرده.

این روزها برای روشن کردن زوایای تاریک دهه 60 ایران (و البته بیشتر وقت ها تبری جستن) خیلی ها مصاحبه می کنند و مطلب می نویسند. تاریخ درست حسابی که از آن روزها نداریم و می ماند همین روایت ها. آدم های داخل این روایت ها هم که از آنها اسم برده می شود، طبعا نامه می نویسند و جواب می دهند و عجب اوضاع جالبی است. 
مثلا همین <a href="http://www.etemaad.com/Released/87-02-19/256.htm#23946">کتاب مصاحبه </a>صادق زیباکلام با آقای هاشمی و<a href="http://www.etemaad.com/Released/87-02-26/178.htm"> پاسخ عبدی </a>و احتمالا ترکش های بعدی که در راه است.

در یوتیوب هم سخنرانی و مصاحبه های اوائل انقلاب فراوان است برای کسی که حوصله جمع کردن اش را دارد.
آدم پیگیر اگر باشد می رود سراغ این نام ها که احتمالا در دولت فعلی سرشان خلوت است و انگیزه مصاحبه دارند.
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سیر و سفر (۳)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/05/17/08,58,03/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1609</id>
   
   <published>2008-05-17T05:28:03Z</published>
   <updated>2008-05-17T05:50:33Z</updated>
   
   <summary>همیشه فکر می‌‌کنم این آخرین سفر هیجان‌انگیز تنهایی است و دفعه بعد حتما برام عادی می‌شه. خوشبختانه تا حالا نشده. با همین یک هیجان کوچک می‌تونم 10 سال دیگه هم دوام بیارم. دشت گریان رو هم با خودم می‌برم. بهترین...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="سفر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[همیشه فکر می‌‌کنم این آخرین سفر هیجان‌انگیز تنهایی است و دفعه بعد حتما برام عادی می‌شه. خوشبختانه تا حالا نشده.
با همین یک هیجان کوچک می‌تونم 10 سال دیگه هم دوام بیارم.
<a href="http://www.imdb.com/title/tt0366721/">دشت گریان</a> رو هم با خودم می‌برم.

بهترین سفرهام همراه <a href="http://3roozpish.persianblog.ir/">این یکی</a> و اون <a href="http://leylakhoda.blogspot.com/">یکی </a>اعجوبه بوده. و یک<a href="http://nedads.com/2008/01/25/06,05,51/"> سفر 10 روزه دور کویر.</a> اما هیچ وقت چسبندگی چیزهایی که در سفر تنهایی دیدم نداشته. تصویرها و نگاه‌ها وقتی تنها هستی به تو می‌چسبه و معمولا دیر جدا می‌شه.

وقتی تنهایی مجبور نیستی هی مسجد و کلیسا و ساختمان‌های عتیقه ببینی. فقط بین مردم و خیابان‌ها می‌گردی و عذاب وجدان از دست دادن بناهای تاریخی رو نداری. حواس‌ات به کسی نیست حتی به خودت. سفر عمیقی می‌شه.

<a href="http://nedads.com/2007/08/20/04,06,07/">+ سیر و سفر (۱)</a>
<a href="http://nedads.com/2007/08/21/02,29,48/">+ سیر و سفر (۲)</a>
+ اگر اهل این مدل سفرها هستید <a href="http://nedads.com/2007/08/20/04,06,07/">کتاب آلن دو باتن</a> را از دست ندهید]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سیاه چال اطلاعات</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/05/14/10,12,21/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1607</id>
   
   <published>2008-05-14T06:42:21Z</published>
   <updated>2008-05-14T10:06:36Z</updated>
   
   <summary>کم کم از حجم اطلاعاتی که هر روز سرم آوار می‌شود، سرسام می‌گیرم. فکر می‌کردم بمباران اطلاعاتی، مصیبتی است که فقط می‌شود سر مخاطب خراب‌اش کرد. این هم از آن توهم‌های بادکنکی مخصوص رسانه‌چی‌ها است. این روزها زیر تلی از...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>کم کم از حجم اطلاعاتی که هر روز سرم آوار می‌شود، سرسام می‌گیرم. فکر می‌کردم بمباران اطلاعاتی، مصیبتی است که فقط می‌شود سر مخاطب خراب‌اش کرد. این هم از آن توهم‌های بادکنکی مخصوص رسانه‌چی‌ها است.

این روزها زیر تلی از اطلاعات و گاهی دانش خفه شده‌ام.  تازگی‌ها پدیده<a href="http://www.google.com/reader"> گوگل ریدر</a> هم که اضافه شده و همه سوراخ سنبه‌های اینترنت را آوار کرده روی سرمان. 

فقط تیترها را می بینم.
داریم عادت می‌کنیم که گاهی با آدم‌ها هم مثل خبرها رفتار کنیم و فقط دو پاراگراف او‌ل‌شان را گوش دهیم. عجب دنیای زیاد و نصفه نیمه‌ای شده.</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>برای دستهای منتظر آنسوی اقیانوس</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/05/05/22,54,42/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1604</id>
   
   <published>2008-05-05T19:24:42Z</published>
   <updated>2008-05-05T19:31:33Z</updated>
   
   <summary>این سرفصل وبلاگ لیلا را که از گوته گرفته خیلی دوست دارم: «آدم بايد هر روز مقداری موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشی قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.» امروز خیلی چیزها...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>این سرفصل <a href="http://www.leylaa.com/">وبلاگ لیلا</a> را که از گوته گرفته خیلی دوست دارم: «آدم بايد هر روز مقداری موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشی قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.»

امروز خیلی چیزها <a href="http://www.flickr.com/photos/8859418@N04/2467868489/">پاداد</a>. یکی اش هم این شعر عباس صفاری:

این که قلبت این روزها
یک خط در میان می زند
و حواست مثل پرنده ای نوبال
از این شاخه به آن شاخه می پرد
آثار تبی زودگذر است.

طرف آفتابی مفت گیرش آمده است
و دارد پوستش را برنزه می کند
برای دستهای منتطر آنسوی اقیانوس.

دنیا کوچک تر از آن است
که گم شده ای را در آن یافته باشی
هیچ کس اینجا گم نمی شود
آدمها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند
....

</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>غریبه ای کوچک</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/05/03/16,15,25/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1601</id>
   
   <published>2008-05-03T12:45:25Z</published>
   <updated>2008-05-03T12:53:17Z</updated>
   
   <summary> این کولی، مطلبی نوشته درباره سوسن تسلیمی. هنرپیشه ایرانی مقیم سوئد که آنجا دارد بی سر و صدا کارش را می کند. هنوز هیچ هنرپیشه زن ایرانی به اندازه این سوسن خانم، دل من را نبرده. + گفت و...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="فیلم" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<center><img alt="سوسن تسلیمی" src="http://www.folkteatern.se/Bilder/storascenen/vd/susantaslimi.jpg"/></center>

<strong><a href="http://blog.looliyan.com">این کولی</a>، مطلبی <a href="http://blog.looliyan.com/?id=699">نوشته</a> درباره سوسن تسلیمی. هنرپیشه ایرانی مقیم سوئد که آنجا دارد بی سر و صدا <a href="http://weblog.mantegh.com/archives/2005/04/oeuoeu_oeoeuuuu.html">کارش را می کند</a>. هنوز 
هیچ هنرپیشه زن ایرانی به اندازه این سوسن خانم، دل من را نبرده.

<a href="http://www.farhanggoftego.com/susanT.html">+ گفت و گو با سوسن تسلیمی</a>
<a href="http://www.radiozamaneh.org/ravi/2007/03/post_30.html">+ یک گفت و گوی دیگر با او</a>
</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>فرودگاه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/04/30/16,20,21/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1599</id>
   
   <published>2008-04-30T12:50:21Z</published>
   <updated>2008-04-30T12:56:09Z</updated>
   
   <summary>برگرد جمعه ی روزهای بچگي برگرد با همان پسرك كه بادبادك روييده بود از دستش و من با تمام ده انگشتي كه بلد بودم عاشقش بودم چرا هميشه زني را نشانه مي گيريد كه قلبي به پيراهنش سنجاق كرده است؟...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>برگرد جمعه ی روزهای بچگي
برگرد با همان پسرك كه بادبادك روييده بود از دستش
و من با تمام ده انگشتي كه بلد بودم
عاشقش بودم

چرا هميشه زني را نشانه مي گيريد
كه قلبي به پيراهنش سنجاق كرده است؟

دست كم عكس كودكي ام را پس بدهيد!

غريب تر از بادبادكي كه در گنجه ماند
مهر مي خورم و دلم برای خانه تنگ مي شود
آنتن آسمان را نشانه می رود اما
بربند رخت پيراهنم خدا را بغل گرفته است
</strong>

<strong><a href="http://sarapoem.persiangig.com/link7/shbaf1.htm">گراناز موسوی</a> هم از آن شاعران معاصری است که شعرهایش را دوست دارم</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>٬٬٬٬٬٬٬٬</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/04/30/04,57,31/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1596</id>
   
   <published>2008-04-30T01:27:31Z</published>
   <updated>2008-04-30T01:41:46Z</updated>
   
   <summary>نمی‌دانم مشکل این «ویرگول» چیست که این همه کتاب درباره‌اش نوشته شده تا یاد بگیریم کجا بگذاریم‌اش٬ کجا نگذاریم. چند بار بگذاریم و قبل از گذاشتن‌اش چه نکاتی را رعایت کنیم. همه نکاتی که استادان ادبیات می‌گویند به روی چشم٬...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<strong>نمی‌دانم مشکل این «ویرگول» چیست که این همه کتاب درباره‌اش <a href="http://haftonim.blogfa.com/post-4.aspx">نوشته شده</a> تا یاد بگیریم کجا بگذاریم‌اش٬ کجا نگذاریم. چند بار بگذاریم و قبل از گذاشتن‌اش چه نکاتی را رعایت کنیم. 

همه نکاتی که استادان ادبیات می‌گویند به روی چشم٬ اما اگر فرض کنیم که نقش اصلی علایم ادبی٬ کمک به خواندن صحیح و آسان‌تر است٬ به نظرم هر کسی می‌تواند برای راحت‌تر خوانده شدن و شکستن مطلب و ایجاد مکث، هرجا تشخیص داد ویرگول را خرج کند. مخصوصا متن‌های آن‌لاین که روی کاغذ در دسترس نیست و برای سریع‌ خوانده شدن آن باید هر کاری که از دست نویسنده برمی‌آید٬ انجام شود.</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://nedads.com/2008/04/29/06,59,30/" />
   <id>tag:nedads.com,2008://1.1594</id>
   
   <published>2008-04-29T03:29:30Z</published>
   <updated>2008-04-29T05:30:36Z</updated>
   
   <summary> از دست روزهای گذشته، کارهای شده و نشده، این همه تصویر زیبا، از این موسیقی که مثل &quot;باغ مخفی&quot; آدم را دیوانه می‌کند، به کجا پناه ببرم جز زندگی؟ موسیقی فیلم دشت گریان از النی کارایندرو که به قول...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="روزمره" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://nedads.com/">
      <![CDATA[<center><img alt="jamshidiye.jpg" src="http://nedads.com/jamshidiye.jpg" width="292" height="219" /></center>

<strong>از دست روزهای گذشته، کارهای شده و نشده، این همه تصویر زیبا، از این موسیقی که مثل <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Secret_Garden_(duo)">"باغ مخفی"</a> آدم را دیوانه می‌کند، به کجا پناه ببرم جز زندگی؟</strong>
 
<DIV class=indiv-body dir=rtl align=center><EMBED src=http://nedads.com/music-box/the%20weeping%20meadow.mp3 width=200 height=40 type=audio/x-ms-wma></DIV>
<DIV class=indiv-body dir=rtl></EMBED></DIV>

<strong>موسیقی فیلم <a href="http://یwww.imdb.com/title/tt0366721/">دشت گریان</a> از <a href="http://www.musicolog.com/eleni.asp">النی کارایندرو </a>که به قول یک دوست عزیز، از معدود موسقیدانان خوب مؤنث است. </strong>]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
