واقعا از این نامه چه نکته جدیدی دستمان آمد که قبلا نمیدانستیم؟ جز این که نمک روی زخم خیلیها شد و داغ دل تازه. بحث و دعوا بر سر این که چه کسی جنگ را تمام کرد و که می خواست قضیه دنبالهدار باشد، چندین بار پس از پذیرفتن قطعنامه 598 داغ شد.
به قول آسیه مردمی که دانستن حقشان است نه الان از نامه خبردار میشوند (مثل نامه مهدی کروبی درباره انتخابات)، نه آن موقع متوجه شدند چه کسی دارد توجیهشان میکند که چرا دیگر لازم نیست بجنگند. نه در صورت خبردارشدن از این نامه، باز دستشان میآید که چرا الان بعد از ملایم شدن آتش بحران هستهای و نزدیک شدن انتخابات خبرگان باید متن این نامه منتشر شود و خداییش من هم عقلم به جایی نمیرسد.
مثل پاهایی که دیگر قرار نیست به صاحبش برسد و روح سالمی که به مادر صاحب پاها. وقتی بعد از چهارده سال بیخبری، چکمههای حامل استخوان را تحویل دادند و پدرم پیچاند و پیچاند که خواهرش نبیند و برای همیشه، او داخل عکس، همان باشد، لبخند بزند و آش پشت پای خودش را سیزده بار به در کند. مثل همه تصاویر عادی که لبخند میزنند.


متاسفم!
salam vebloge jalebi darin man az tarighg vebloge asiye ba vebloge shoma ashna shodam azatoon mikham ke barayam mail befrestid va khodetoon ro bishtar moarefi konin batashakor iman mer30 bye
گويا جند ماه قبل از نوشيدن جام زهر توسط ايشان مهندس بازرگان نامه اي به امام مينويسد و خواستار پايان جنگ ميشود و آقاي خميني در پاسخ مخالفين جنگ را دشمنان رسول الله خطاب ميكند . يكي از مهمترين مواردي كه بايد توجيه ميشده همين دشمن رسول الله خطاب شدن بازرگان است.
متاسفانه اصل نامه بازرگان و پاسخ آقاي خميني به ايشان را پيدا نكردم اگر دسترسي به آنها داشتي بخش جالبي از تاريخ جنگ است.