بخشهای زیادی از گزارش بیبیسی درباره زنان روزنامهنگار همانطور که بهمن و آزاده نوشتهاند غیرواقعی است. مخصوصا جریان تلفنهای تهدیدآمیز.
اما برخلاف نظر بهمن، این ماجرای سقف شیشهای، اصلا جنبه سورئال و تخیلی ندارد.
برعکس گزارش بیبیسی، اتفاقا در رسانهها اگر بخواهند نیرو بگیرند، زنان در اولویت هستند به دو دلیل؛ توانایی آنان و دستمزد کم.( اصلا این شعار یکی از رسانههای ایران بود: دختر دانشجو و مجرد)
یک چرخی بزنیم، مشخص است که دست کم در روزنامهها بیشتر خبرنگاران زن هستند و معمولا هم در همان سطح خبرنگار میمانند. چند سردبیر روزنامه زن داریم؟ اگر زنان برای کار در تحریریه توانایی بیشتری دارند، خب مگر علیلاند که سردبیر یا معاون سردبیر شوند؟
این به کنار، کار خبرنگاری با شرایطی که در ایران داریم، برای زنان مشکلتر است. از ارتباط برقرار کردن با آدمهای خشک مذهب که "چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند"، گرفته تا ورود به حریمهای ممنوعه و اتفاقات بدتری که دور و بر ما میافتد. اینجا، باید یک چشمات به کار باشد، چشم دیگرت به کمک گوش و بینی و حواس دیگر به حواشی کار. بگذریم...
قبلا چیزکی در این باره نوشته بودم . عنوانش: زنان روزنامهنگار، باسوادتر، محرومتر
خلاصه ای بود از تحقیق بهروز گرانپایه درباره زنان روزنامه نگاری که تحصیلات بیشتر اما حقوق کمتر دارند.


و البته شما عزيزان در كنار زحمتكشي و... بسيار قابل احتراميد.شاد باشيد خانم گل
بهعنوان كسي كه چندسالي است در مطبوعات ايران(اعم از روزنامه و هفتهنامه و ...) پرسه ميزند، بايد يادآور شوم كه قطعا حضور گسترده دختران جوان در مطبوعات علل غير افلاطوني نيز دارد. البته نميخواهم منكر تواناييهاي كسي شوم ولي ديدهها را نميتوان انكار كرد.
بهعنوان كسي كه چندسالي است در مطبوعات ايران(اعم از روزنامه و هفتهنامه و ...) پرسه ميزند، بايد يادآور شوم كه قطعا حضور گسترده دختران جوان در مطبوعات علل غير افلاطوني نيز دارد. البته نميخواهم منكر تواناييهاي كسي شوم ولي ديدهها را نميتوان انكار كرد.
فکر می کنم رسیدن به آماری قابل قبول در پست های کلیدی رسانه ای برای زنان ایرانی. یک، نیاز به گذشت زمان دو نیاز به همت جامعه روزنامه نگار زن دارد. فراموش نکنیم تا قبل از سال های اصلاحات حتی حضور زنان در روزنامه نیز امری غیر معمول به حساب می آمد. به این ترتیب پیشرفت زنان برای تسخیر تحریریه ها در طول این 10 سال رشد قابل قبولی است. به قاعده کارکشته تر شدن زنان روزنامه نگار ایرانی در سال های آتی پست های بالاتر را هم برای آنان به ارمغان می آورد.
حتي يه جورايي اين حضور زياد دخترها توي روزنامه ها تابلو شده . به معني اينكه مي تووني ازشون كار بكشي .هيچوقت اينقدر تو فكر حرفه اي بودن نيستند كه تهديدي براي تو باشن و مي تووني باهاشون ارزون حساب كني ...باز هم تقصير ماست ...باز هم تقصير ماست كه زير بار مي ريم و راحت سرمون كلاه مي زارن و فكر مي كنيم اí گه بخواهيم حقمون رو بگيريم و صدامون رو بلند كنيم شخصيتمون زير سئوال مي ره .و دلمون خوشه كه روزنامه نگاريم
استغفرالله !
حالا زیاد سخت نگیر.اینجورا هم نیست که تو می گی.خیلی از زنای روزنامه نگار توانایی تئوریک پایینی دارند وقبل از این که دنبال عمیق تر کردن خودشون باشن به فکر جنگولک بازی رسانه ای هستند.اونا نویسنده های توانایی نیستند. البته این گزینه در مورد مردها هم صدق می کنه.ولی در مورد زنها خیلی پر رنگتره
البته همینجوره که جنابعالی می فرمایین...