پنجشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۴

با اين‌كه تنها فرزندش مرده بود گريه نمي‌كرد. نشانش داد روي ديوار: پسر من است، عليرضا.

آقاي افشار رفت روي سن. محكم و جدي. يك بخشهايي از گزارشي را كه قرار بود بخواند، خط كشيده بودند كه نخواند. در آن بخش‌ها نوشته بود كه فرمانده نيروي هوايي تهديدشان مي‌كند كه شكايت را پيگيري نكنند. شكايت از مسببان مرگ تنها فرزندش.

بچه‌هاي ايسنا با كمك خبرگزاري فارس و ... برنامه‌اي برگزار كرده‌بودند به ياد رفتگان حادثه C-130.

آمد روي صندلي تالار حركت نشست.بخش‌هاي حذف شده سخنراني‌اش را خط به خط،‌ يواشكي خواند. وقتي عكاس‌ها از سرو كول آقاي كروبي بالا مي‌رفتند؛ كه فردا عكس صفحه اول روزنامه اعتماد ملي شود، آقاي كروبي با تيتر درشت در كنار فرزند يك شهيد.

گفت كه از شكايت نمي‌گذرد. پيگير خانواده‌هاي ديگر بود براي همراهي. گفت كه نمي‌خواهد يك پدر ديگر بي‌فرزند شود.

مرتبط با همان مراسم:
صد روز غم- پرستو دوكوهكي
پرونده هميشه مفتوح -وحيد پوراستاد