چهارشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۸۴

« همه در کنار هم جمع می شویم در انتهای کافه، نسل جدیدونسل قدیم، شانه به شانه هم می ایستند و قدیمی ها که قدشان بلندتر است،خیلی بلند تر ، مجبور می شوند روی صندلی هایی که می چینیم بنشیند تا ما از پشت سرشان جایی برای قرار گرفتن در کادر دوربین فرنود داشته باشیم. دوربین باطری اش ضعیف است، بازی در می آورد.»

کافه تیتر هم راه افتاد. گزارش آن را این زن و شوهر جوان کامل نوشته اند. پاراگراف بالا از گزارش رضاست. خوب نوشته.

مهران بهروز فغانی می گفت که یکی از شب های زیبای عمرش بوده، شاید به خاطر قدیمی های آنجا. کافه ای که از راه نیامده ، خاطره شده ...

مهجاد  

خوب بود........ولي يه جورايي به دلمون نچسبيد!!!
نمي دونم چرا, شايد توقعمون زيادي بالا بود, ولي به هر صورت.......
بي خيال, اميدوارم بتونيم باهاش ار تباط برقرار كنيم!

فرزند خلق  

۸ مارس روز جنبش برابری زنان بر همه زنان و مردان آزاده مبارک باد!
شعله های آتش چهارشنبه سوری هر چه سرختر و فروزانتر باد!
تمام سرخی که در این ۲۵ سال بزور از ما گرفتند را باز پس میگریم و سرخیمان را میستانیم!