آنقدر دلهره و غصه دوستان از دست رفتهاش را دارد که حاضر است هر تلاشی بکند. خواب ندارد مثل خیلیهای دیگر. این نگرانیهاست که دائم آفلاین و آنلاین میشود :« اینبار بالاخره یه کاری کنیم. تا کی با این آهن پارهها بفرستنمون این ور اون ور و هی اینطور شه؟»
یک ایمیل دیگه هم آمده که :« داریم یه کارهایی میکنیم با انجمن صنفی ... حاضری کمک کنی»
اما مگر شبیه این حادثهها قبلا اتفاق نیفتاده؟ گیرم این بار نوبت خبرنگاران بود، سال 80 چند نفر در سانحه هوایی خرم آباد کشته شدند؟ قطار نیشابور چی؟
شاید این بار کمی غصهدار تر شده باشیم. طبیعی است. عنصر مجاورت در خبر پررنگ شده. خوابمان نمیرود از سوختن دوستانی که دیگر نیستند. حالا بهجای اینکه بیانیه حمایت از خبرنگاران امضا کنیم کمی پیگیرتر باشیم. خودمان هم سوختهایم، پس سوال کنیم. بدون توجه به رسانه دولتی یا غیردولتی و طرفدار رییسجمهوری بودن و نبودن بخواهیم مسئول خاطی برکنار شود. شبیه شوخی است این حرفها وقتی که خود وزیر در سانحه هوایی شمال کشور میمیرد و آب هم از آب تکان نمیخورد.اما کمی شوخی کنیم حتی.
حس امضای نامه و تحصن به نام روزنامهنگاران نیست ولی برای تمرین هر اقدام موثر دیگر یا به قول بهمن حرفهای گری، شدیدا انگیزه وجود دارد.
این جور موقع ها چرا خانواده قربانیان شکایتها را پیگیری نمیکنند یا دست کم مثل پرونده هموفیلیها سر و صدا نمیکند؟ کیوان احتمالا به این در و آن در زدنهای انجمن حمایت از بیماران هموفیلی در پرونده ابتلا به ایدز یادش است.تمرین نه، کمی تقلید کنیم.


بله مي شود كاري كرد. اما هميشه نبايد چسبيد به دم دولت و حكومت. اينها هواپيماهايي است كه ما داريم. اگر مردش هستيد يك طومار امضا كنيد براي سازمان ملل كه چرا با تحريمهايي كه به ملت ما تحميل شده و قطعات هواپيما به ما داده نمي شود. و حتي هواپيما به ما نمي فروشند گروه گروه انسانهاي بي گناه كشور ما به كشتن داده مي شه. بايد به غرب انقدر فشار افكار عمومي بيايد كه اين تحريمهاي مسخره را لغو كنند كه ما بتوانيم هواپيما بخريم و قطعات هواپيما.
میدانید که هواپیما نظامی بوده. انتظار دارید مقام نظامی را برکنار کنند؟!