براساس اصول اخلاقی و حرفهای روزنامهنگاری در بسیاری کشورها
1- امضای بیانیه و نامه اعتراض ممنوع است. روزنامهنگار باید از طریق یادداشت و نقد نظرات خود را منتشر کند نه بیانیه.
2- تبلیغ سیاسی و کانیدا شدن برای انتخابات محلی و پارلمانی مجاز نیست
3-سرمقاله روزنامه باید توسط یکی از اعضای هیئت تحریریه و بدون نام منتشر شود
4- سفرهای رایگان تنها درصورت اهمیت داشتن موضوع و آنهم با هماهنگی و اجازه مدیر مجازاست و هدیهها باید با نامهای از طرف روزنامه به سازمان فرستنده بازگردانده شود
5- انتشار نامه سرگشاده ممنوع است
6-در صورت تغییر مطلب اولیه این حق خبرنگار است که بخواهد مطلبش بدون نام منتشر شود
7-فقط مصاحبههای بلند را میتوان برای اصلاح به صاحبش بازگرداند و درصورتی که مصاحبهشونده بخواهد از بخشهای تند مصاحبه کم کند روزنامه این حق را دارد که مصاحبه را منتشر نکند
8- روزنامهنگاری که دربرابر یک اتفاق موضع منفی یا مثبت دارد بهتشخیص دبیر و سردبیر نباید برای پوشش آن خبر فرستاده شود .
روزنامهنگاری ما در ایران چه اندازه به مدل روزنامهنگاری حرفهای نزدیک است؟ تمام مشکلات را نمیشود سختافزاری دید و نقش روزنامهنگاران را در این قضیه نادیده گرفت. میشود؟
در این گزارش کوتاه فقط بخشی از اصول حرفهای روزنامه "لوموند" ترجمه شدهاست اما "اصول" سایر کشورها هم خیلی فرقی با آن ندارد.


فراموش نكن همه چيزمون بايد به همه چيزمون بخوره....نمي شه اينجا در اين مملكت روزنامه"مردمسالاري" يا صداي عدالت داشته باشيم ولي اصول حرفه اي حاكم بر آن را با لوموند بسنجي!!! هر چند كه بايد رفته رفته بدان سو برويم ولي يادت باشد اينجا كماكان ايران است!
در ضمن به اينها ممنوعيت نوشتن وبلاگ،امضاي پتيشن ،اعلام موضع سياسي به طور صريح و حتي در بعضي نشريات مثل واشنگتن تايمز ممنوعيت راي دادن و شرکت در انتخابات رو هم اضافه كن .اما جدا از اين ها خيلي حقوق و مزاياي ديگر داره که تو ايران متاسفانه وجود نداره. از همه مهم تر رعايت حقوق زنان و وجود فرصت هاي برابر بين زنان و مردان است كه اكثر مواقع زنان بيشتر حمايت مي شوند.حداقل اينجا که ما کار مي کنيم که اينطوري يه.
نقد كه نه , حاشيه اي نوشتيم بر اين مطلبت. يك سر بزن!