پنجشنبه، ۲۱ مهر ۱۳۸۴

الپرجان! کم‌کم داری خون ما را هم در شیشه می‌کنی. چه مصیبتی کشیده‌ای از این بی‌خونی که این‌طور شدی؟
خودم مشتاق این اتفاق هستم؛ قطره‌های قرمزی که از دوران بچگی، ریختن‌اش برایم جذاب بوده چه رسد به جمع‌شدن‌اش در یک شیشه.برادر من! "اس‌ام اس‌های" تبلیغاتی‌ات را مصروف ما نکن. نمی گیرند. چند بار رفته‌ام به همان خانه کوچک قرمز سفید میدان ولی‌عصر. به بهانه‌های مختلف پراکنده‌ام کردند.
یک‌بار، وقتی مدیرسازمان انتقال خون(پورفتاح)، درمصاحبه مطبوعاتی‌اش بعد از آن جریان مشهور انتقال ایدز به بیماران هپاتیتی، توضیح داد که از "خون‌دهندگان" با ظاهر مشکوک خون قبول نمی‌کنند( به این دلیل که ویروس عامل بیماری ایدز در دوران "پنجره‌ای" قابل تشخیص نیست)، خود را درآینه آسانسور سازمان تفحص کردم.چیزی دستگیرم نشد اما به هرحال نمی‌گیرند...

چه فرقي مي كنه كه من كي باشم  

پس خودت هم به اين نتيجه رسيدي كه قيافه ات تابلو !

راست میگه، چه فرقی می کنه :)  

ولي فكر مي كنم بيشتر نشان دهنده نگاه احمقانه مسئولين سازمان اتقال خون باشه، صرف نظر از خوب یا بد بودن حجاب فکر نکنم توی جاهای دیگه دنیا موقع خون گرفتن از حجاب به عنوان وسیله تشخیص ایدز استفاده کنن.

Kamurangous  

All is great guys, but I belive vortelucius is much better.