سه شنبه، ۱۶ فروردین ۱۳۸۴

انتخابات های مهم همیشه ذهن روزنامه نگاران را مشغول کرده است و البته بعد از آن ، دست خیلی ها را هم به بعضی مناصب دولتی بند. این شیوه روزنامه نگاری و بند شدن به بعضی ها برای رسیدن به بعضی جاها معمولا در مرام کسانی که نانشان به قلم شان وصل است ، نیست. کاش مقاله سیدفرید قاسمی در سومین سمینار مسائل مطبوعات در دسترس بود و یک بار دیگر باهم آن را مرور می کردیم.
این روزها خبرهای رسمی و غیررسمی از رسانه های مختلف ، نشانه تاثیرگذاری انتخابات رییس جمهوری در این رسانه هاست حتی در حد اخراج برخی سازهای مخالف و ....
آیدین جهانبخش دبیر سرویس اندیشه خبرگزاری ایلنا و دبیر شیفت شب که تازگی ها استعفایش را روی میز آقای حیدری مدیرعامل ایلنا گذاشته به بعضی موارد از جمله توافق این خبرگزاری با یکی از نامزدها اشاره کرده . بعضی از نکات این استعفا کمی داخلی و خصوصی است اما بعضی دیگر ، نشان دهنده شرایطی که بر فضای امروز مطبوعات ما حاکم است و بد نیست در ذهنمان بیاید :

سمیرا  

ندای عزیزم کاش حافظه هایمان یاری میکرد تا بخاطر بیاوریم چه کسی خاتمی را رئیس جمهور محبوب کرد. آن موقع کسی نه تنها نام قلم فروشی بر آن ننهاد بلکه توسعه جایگاه مطبوعات و روزنامه نگاران قلمداد شد .
به نظرمن افسوس اینجاست که برخی شان امروز فراموش کردند که قلمشان چه چیزهایی نوشته است و گرنه این رسم نه جدید و نه منحصر به کشور ما است

kjh  

از اين اتفاقات زياد مي افته:
1-http://www.abbarike.blogfa.com/8312.aspx
هاشمی و رسانه ها / پاسخی به یک دوست
در مورد ارتباط هاشمی و رسانه ها در هفته های اخیر نکانی مطرح شده است که کمی فضای مطبوعات را به هم ریخته است. خبر خریدن روزنامه نگاران و نفوذ گسترده در روزنامه های مختلف برای جهت دهی به سود عملکرد هاشمی از جمله این اتهامات است. این مساله تا جایی پیش رفت که صاحب وبلاگی با نام "چگونه زن شدم" اقدام به نشر حروف اول نام برخی از این افراد و حتی ارقام دریافتی آنها کرد. نیک آهنگ کوثر هم که پس از خروجش ازایران به کلی "اخلاق" را فراموش کرده است با عباراتی وقیح همکاران سابقش را خطاب قرار داد .
2-http://womanly2.blogspot.com/
يه تيم از روزنامه نگاران سياسي " خريداري " شدن تا در مدح آقاي رفسنجاني
عزيز بنويسن!
يه تيم از بچه هاي اجتماعي " خريداري " شدن تا معضلات اجتماعي را پررنگ
كنند و دولت و بكوبند! هر چي هم گزارشات واقعي تر _ بخوانيد كوبنده تر _
باشه ، حق التحريرشون بيشتره. يعني براي گزارش عادي 70 هزار تومان و
واقعي ترها!!!! تا50- 140 هزار تومن هم ميرسه!
رقم ها واقعا عجيبه!
به يك تيم از بر و بچه هاي تابلوي اصلاح طلب ( كه البته همگي جوون هستن )
هم پيشنهاد شده با مبالغي كه از يك ميليون شروع ميشه، در ستادهاي
تبليغاتي آقاي رييس جمهور آينده فعاليت كنن! به بعضي از دوستان هم گفتن
كه يه كارهايي و در دانشگاه ها شروع كنن كه اتفاقا امروز يه خبري و در
يكي از خبرگزاري ها ديدم مبني بر اينكه بعضي از اين دوستان جلسه ي نقد
عملكرد اقتصادي دولت را براي دانشجويان برگزار مي كنن!

يكي از بچه هايي كه بهش پيشنهاد دادن از معضلات اجتماع گزارش واقعي!
بنويسه، بهم گفت كه آقاي ج.گ در اولين جلسه ايي كه با ما داشته ( دومي
فرداست و قراره آمارش و به من بده ) به ما گفته كه شما فقط مطالب و
بنويسن و به بقيه ماجرا كاري نداشته باشين! ما با 10 تا روزنامه قرارداد
بستيم كه مطالب شما رو چاپ كنيم ولي حتي اگه مطلبتون چاپ نشه هم پولتون و
مي گيرين!!
ده تا روزنامه هم اينا هستن: شرق،‌اعتماد، آشتي، توسعه، همبستگي، ابرار،
اطلاعات، دنياي اقتصاد، صداي عدالت و جمهوري كه البته نمي دونم اين
جمهوري ،جمهوريت بود يا جمهوري اسلامي! شاخ درنياريد! حتي اگه جمهوريت هم
باشه عجيب نيست! دوستم گفت جمهوري اسلامي اما من بيشتر فكر مي كنم كه
جمهوريت مي تونه باشه تا جمهوري اسلامي. آخه مدير مسئول جمهوريت جديدا
خيلي داره هرز مي پره. اينو با چشم خودم ديدم!

اجتماعي نويس ها قراره در ساختماني كه براي اين كار آماده شده و ميز و
صندلي و كامپيوتر و تلفن و خلاصه تمام ملزومات تحريريه را داره و در
خيابان حافظ نزديكي هاي سميه هست، مستقر شن.

البته به نظر من اين مكان براي بچه هايي تعبيه شده كه يه ذره شوت مي زنن
و مثل اين دوست من دقيقا نمي فهمن كه چيكار دارن مي كنن. چون بعيد مي
دونم پدر سوخته ترها حاضر شن در يك محل خاص كه مي تونه تابلو هم باشه و
در واقع براي خود فروشي ايجاد شده مستقر شن.

حالا بماند كه اين دوست من با همه شوت بودنش هم مي گفت من حاضر نيستم
دولت رو بكوبم. در واقع رفسنجاني براش خيلي مهم نبود، آخه خيلي توي باغ
سياست هم نيست اما حاضر نبود دولت ِ خاتمي رو بكوبه. من حسابي تشويقش
كردم كه جلسه ي فردا رو هم بره و اطلاعات منو كامل كنه!

اين خبرها رو تقريبا از يكماه پيش مي دونستم. البته نه فقط من،‌ خيلي از
بچه ها از اين ماجرا اطلاع دارن. اما مي خواستم مطمئن بشم بعدا اينجا
بنويسم. خلاصه كه وضعيت تهوع آوري شده. نمي دونم چي بگم.
من اين توجيه رو كه رقم ها وسوسه كننده است و مگه چه خيري از اصلاح طلب
ها ديديم و خاتمي هم يكي مثل رفسنجاني و ....... نمي تونم بپذيرم. اصلا
نمي تونم.

من به امثال سعيد.ل و صادق.ز و محمود.ش هيچ ايرادي نمي گيرم. چون اينا از
سال 76 كه خاتمي اومد و بازار اصلاحات داغ بود هم موضعشون دفاع از هاشمي
بود. البته اينو بگم كه اينايي كه اسم بردم جزو كساني نيستن كه اخيرا
خريداري شدن و نمي دونم كه اصولا خريداري شدن يا نه.
من به روزنامه نگاري ايراد ميگيرم كه قلمش و فروخته به كسي ايراد مي گيرم
كه خلاف اعتقادش قلم ميزنه و حرمت قلم و رعايت نمي كنه. اين آدمها حال
منو بهم ميزنن.
يه عده ايي و مي شد حدس زد كه پاش برسه اينكار و مي كنن، ‌اما بعضي ها رو
واقعا نمي شه باور كرد. طرف دو تا كتاب نوشته راجع به قتل هاي زنجيره ايي
ونقش هاشمي در اين قتلها، حالا مي گه من با اسم مستعار حاضرم واسه هاشمي
بنويسم!!!

اينكار ها در واقع برنامه ريزي براي حضور هاشمي ِ . مي خوان بگن نخبه ها
خواهان حضور هاشمي هستن. در واقع دارن افكار عمومي و براي اومدن هاشمي
آماده مي كنن. پشت همه ي اين برنامه ها هم محمد هاشمي حضور داره
(اين مطلب بعدا پاك شد!)

نيما  

دكتتتتتتتتتتتررررررر!!!
ضد (!) و بند؟ ضد؟ منظورت زد و بنده ديگه، نه؟
دو نقطه دي!

ندا  

مرسی نیما! عجب گندی زده بودم ها!

mehdi  

ایلنا خود بخش هایی از مقاله سيد فريد قاسمي رو منتشر کرده:
خبر گزاري کار ايران 12/12/1383 12:30

/ سومين سمينار بررسي مسايل مطبوعات ايران /
سيد فريد قاسمي:
راه رسيد ن به استقلال حرفه اي تاسيس شركت سهامي روزنامه نگاران است



تهران- خبرگزاري كار ايران


راه رسيدن به استقلال حرفه اي براي روزنامه نگاران تشكيل و تاسيس شركت سهامي روزنامه نگاران است. شركت هايي كه در كشورما بي سابقه نيستند و لي در حال حاضر از ميان رفته اند .
به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگ و انديشه ايلنا سيد فريد قاسمي در سومين سمينار بررسي مسايل مطبوعات ايران به سير تاريخي مديريت مطبوعاتي ايران از آغاز تا بهمن 57 پرداخت و گفت : مديريت مطبوعاتي در ايران دولتي متولد شد و تا ا مروز از عمر مديريت مطبوعات دولتي 167 سال و از مديريت خصوصي 108 سال مي گذرد .
وي گفت : نه تولد مديريت مطبوعات خصوصي و نه تولد مديريت مطبوعات دولتي در ايران سبب تولد روزنامه نگاري اي نشد. روزنامه نگاري حرفه اي 80 سال در ايران پيشينه دارد.
قاسمي همچنان گفت : مطبوعات حرفه اي نيز به دو گروه مستقل و يارانه گير تقسيم مي شوند و مرا د از مطبوعه مستقل مطبوعه اي است كه متكي بر شمارگان و آگهي باشد. بيش از 60 سال از حيات مطبوعات گذشت تا اجازه نشر مطبوعات به وسيله افرا در ايران صادر شد و مديريت مطبوعات خصوصي شكل گرفت و يك دهه بعد از آن يعني بعد از فرمان مشروطه نشريات خصوي رواج بيشتري يافتند.
وي در ادامه گفت : شاعران نخستين گروهي بودند كه روزنامه نگاري را به عنوان شغل دوم برگزيدند و بعد سياستمداران هم به اين جمع پيوستند و معلمان, واعظان و اديبان عمدتا از روزنامه نگاري فاصله گرفتند و به مجله داري و مجله نگاري پرداختند اما سياستمداران براي انتشار پيام خود روزنامه و روزنامه داري را رها نكردند .
اين استاد دانشگاه گفت : در دوره اي كه يارانه نهادينه شده بازرگانان به ويژه آنان كه تبحري در فروش كاغذ داشتند و سود آوري مطبعه را مي دانستند به صف مديران مطبوعات پيوستند. زماني كه روزنامه هاي سياسي به دنبال كودتاي سوم اسفند بر صندلي نخست وزيري نشستند بسياري از مديران رسيدن به وكالت, وزارت, سفارت و رياست را در دالان مطبوعات جستجو مي كردند .
وي در ادامه گفت : پاره اي از روزنامه داران در پي حيثيت و نفوذ و اعتبار اجتماعي بودند و توقع داشتند با سرمايه گذاري اندك به سود سرشار برسند اين گروه از مديران روزنامه نگار استخدام نمي كردند بلكه روزنامه نگاران را به استخدام دولت در مي آوردند و براساس توافق مدير روز نامه و بالاترين دستگاه ها موظف بودند د ر دفتر روزنامه كار كنند اما حقوق و مزاياي خود را از وزارت خانه ها و ادارها بگيرند .
وي در ادامه سخنانش تصريح كرد : به موازات اين گروه از مديران, بازرگانان روزنامه دار هم بودند كه با فروش كاغذ, تيتر فروشي, صفحه فروشي و شماره فروشي و دهها مورد ديگر از جمله حربه تهمت و تكذيب به ثروت باد آورده اي رسيدند .
سيد فريد قاسمي هم چنين در ادامه اشاره كرد : يادآور مي شود كه هيچ گاه ثروت به دست آمده در خدمت مطبوعات قرار نگرفت و صرف شهرك سازي, زمين خواري, پاساژ داري و نظاير اين كارها شد. بسياري از بازرگانان روزنامه دار بر سر محل كار خود تابلوي بزرگ "د كان روزنامه" را نصب كرده بودند.
وي در پايان به راههاي رسيدن به استقلال حرفه اي در مطبوعات اشاره كرد و گفت : از راههاي رسيدن به استقلال حرفه اي, منزلت روزنامه نگار و تاسيس شركت هاي سهامي روزنامه نگاري به وسيله روزنامه نگاران است .
پايان پيام

12/12/1383 12:30

اویس قرن  

سلام