سه شنبه، ۱ دی ۱۳۸۳

تئاتر مرغ دریایی با کارگردانی رحمانیان شب یلدا را بهتر کرد اما باعث شد برای نخستین بار از عکاسان مطبوعات کینه به دل بگیرم . به دلیل محدود بودن نمایش فقط در دو اجرا ، مجبور شدیم روی پله های سالن کوچک سایه بنشینیم غافل از اینکه عکاسان همان دور و برها هستند. کفشهایم روی پله پایین تقریبا توسط عکاس جلویی له شد ، خب معلوم است که پایم هم داخل همان کفشها بود. دست راست خانمی که اسمش را نمی دانم ، یا با آن صدای حواس پرت کننده روی دکمه دوربین می لغزید یا سمت چپ چانه ام را نوازش می داد.

Azadeh Assaran  

مشقت تاتر ديدن را بارها كشيده ام. بايد عادت كنيم دختر جان! استاندارد تاتر ديدن همين است ديگر...از آقاي پاكدل بپرس !

پسرک(حرف مفت کش ترين آدم تئاتر سابق)  

سلام، خسته نباشيد، ولي به مشقتش مي ارزيد كه يك تئاتري را كه نمي گويم خوب و عالي، ولي تلاشي براي يك تجربه جديد را ببينيد، خوش باشيد و پاينده، يا حق / پسرك!!!!!!!!!!!!!!!