شنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۳

ما روزنامه نگاران از هرکس که بتوانیم انتقاد کنیم و کاستی ها و کمبود بودجه ها و اختلاس ها را بر سرش بکوبیم ، از خودمان نمی توانیم.
سال قبل همین موقع ها بود که تلفن روزنامه نگاران مرتب زنگ می زد که " بیاین انجمن رای بدین ، کیهانی ها ریختن می خوان جلسه رو به هم بزنن " . این نگاه غیر صنفی و دسته بندی میان روزنامه نگاران این طرفی و آن طرفی بود که چندین انجمن رنگارنگ مسلمان و لابد غیر مسلمان ، زن و مرد ، آزاد و دربند از دل همین معدود روزنامه نگاران بیرون آمد و نتیجه اش شد ، پراکندگی و دشمنی . پراکندگی که با هیچ چسبی کنار هم نمی نشست.
همان روزهای رای گیری ، اسم آقای هوشمند رضوی را به دلیل همکلاسی بودن در دانشکده خبر کنار بعضی دیگر نوشتم و ایشان به همراه "دیگران" از صندوق ها بیرون آمدند و ما خوشحال از اینکه کیهانی ها نتوانسته اند جلسه انجمن را به هم بزنند همچنان بعد یک سال لبخند می زنیم و از این همه هماهنگی ذوق زده می شویم .
جلسات انجمن را به زور چماق هم به حد نصاب نمی رسانیم و از شدت امیدواری پیگیری خواسته هامان ، به انجمن صنفی روزنامه نگاران زنگ هم نمی زنیم . حتی در آستانه روز خبرنگار می دانیم که در روزنامه های این طرفی نمی توانیم گزارشی از عملکرد یک ساله انجمن بنویسیم آخر ، ما روزنامه نگاران از هرکس که بتوانیم انتقاد کنیم ، از خودمان نمی توانیم.
دیروز گزارش یکی از دوستانم از صفحه روزنامه در آمد ، امروز در باره گزارشی از انجمن صنفی که در شرق چهل تکه شده ، لیلا خدابخشی این را نوشته است :من به عنوان يه خبرنگار دوباره ثابت كردم هر چي سرمون ميارن اين بالا سري ها حقمونه!
بدون اينكه فكر كنم گزارش من در مورد تعاوني مسكن در شرق بايد از زير دست كساني رد بشه كه خودشان هم در تعاوني مسكن دست اندر كارند و هم در "انجمن نام برده"! اون گزارش تيكه پاره شده آنچه بود كه داده بودم حتي كلمه اصفهاني آن در مورد رييس "انجمن نامبرده " هم برايشان قابل تحمل نبوده است... از چاپ شدنش با اون وضعيت اسفناك خيلي خيلي آتيشي شدم....